بازم شعر

سلام

امیدوارم که سال نوی خوبی داشته باشین

امروز یه شعرو دستکاری کردم امیدوارم خوشتون بیاد

 

گفتا که :کیست بر در  ؟  گفتم :منم شاگردت .

گفتا: چه کار داری؟   گفتم :دامی یه کارَت. (دامبلدور )

گفتا :کجای بودی ؟    گفتم :درون تختم.

گفتا که: تنبلی تو .گفتم :امید عفت .

گفتا که: بود همره؟ گفتم: که جینی استاد.

گفتا: که خواندت  اینجا؟   گفتم :که عشق راهت .

گفتا :چه عزم داری؟  گفتم: نبود تامی(ولدمورت) .

گفتا: زمن چه خواهی؟ گفتم که: علم نابت .

گفتا :کجاست خوشتر ؟ گفتم که: راه آلبوس .

گفتا :چه دیدی آنجا ؟ گفتم که: عشق و رحمت.

گفتا :چراست خالی؟ گفتم: ز سختی عشق.

گفتا که: چیست سختی؟ گفتم که: روح پاکش.

گفتا که :چیست  آسان؟ گفتم :وفا شجاعت.

گفتا: وفا چه باشد؟ گفتم که: جزء عشقت .

گفتا :کجاست آفت؟ گفتم که :راه ریدل .

گفتا که: چونی آنجا ؟ گفتم که :در عداوت.  

سلام

عید نوروز بر همگی مبارک باد

اومدم بگم من قراره برم مسافرت به خاطر همین شاید تا آخر عید نتونم داستانم رو بزارم به خاطر همین داستان هری پاتر و ارباب تاریکی رو میذارم داستان خوبیه

فصل یک تا ده          فصل یازده تا بیست     فصل 21 تا 27       فصل28تا 34  

امیدوارم منو ببخشید

در ضمن از همتون ممنونم که نظردادین                                                                                       

راستی آقای mm_ch من این داستانو خودم دارم مینویسم و فعلا براش چند تا نقشه دارم که نمیدونم با کدومشون داستانو تمومکنم در نتیجه خودمم نمیدونم آخرش چیه  

 

داستان

 ممنونم که نظر میدین

جینی ۲ چشم این کارو می کنم فعلا این داستانو می ذارم

داستان هری پاتر و ارباب تاریکی  فصل 1 تا 10

فصل پنج

سلام

چون امکان داره تا تحویل سال نو شما رو نبینم از الان سال جدید رو به همگی تبریک میگم و امیدوارم سالی پر از شادی و موفقیت داشته باشین

 

بالاخره فصل پنجم تموم شد در مورد اینم که کوتاهن به خاطر اینه که سر عت تایپ من خیلی پایینه

فصل پنج

جاااااان رولینگ نظر بدین

بگین داستانت خیلی آشغاله حال آدمو بهم می زنه ( البته منظورم غارتگران هاگوارتز  نیستن )

بابا نظر بدین دیگه  به چه زبونی بگم  می خوام با هری پاتریستها ارتباط داشته باشم

اینم فونت هری پاتر

حالا نوبت جک رسید

فرد و جرج با دو تا خواهر ازدواج میکنن .  هری ازشون میپرسه : چرا با دو تا خواهر ازدواج کردین ؟

میگن : برای صرفه جویی در مادر زن

دومی

یه روز رون افتاده بود رو کراب و دبزن ! ومرتب داد میزد : مردم کمک ،کمک کنین مردم ...!

بهش گفتن:آخه مردحسابی تو که خوب داری کراب و مشت و مال میدی.دیگه واسه چی کمک می خوای ؟

گفت : پدر سوخته بهم گفته اگه بلند بشم می کشمت .

سلام

ببخشید که فصل رو نذاشتم  ان شاالله جمعه میذارم

دیگه ببخشید

اینجا یه چند تا عکسه که بعضی هاشون رو من اولین باری بود که میدیدم قشنگ بودن یه سری بزنین  

سلام

چون این هفته داستان نمیذارم یه چند تا جک می ذارم امیدوارم بیشتر از خوندن داستانم به شما خوش بگذره

جک اول :

پسر: بوسه زبان عشق است

دختر : پس حرف بزن

جک دوم :

در یک مسابقه ار ماندانگاس میپرسن : چند تا از اعضای بدن که با حرف میم شروع میشه نام ببر

میگه :مری ،روده ، ماریا .  میگن ماریا دیگه چیه ؟  میگه : ماریا ،جیگر منه .

استثنائا جک سوم :

ولدمورت و مالفوی سوار قطار میشن . فروشنده قطار میاد میگه :  شما شکلات می خواید ؟ ولدمورت میگه : نه ممنون من بواسیر دارم .

 فرو شنده از مالفوی هم میپرسه  . مالفوی میاد ارادتش رو به ولدمورت نشون بده (که مثلا من بدون سرورم چیزی نمیخورم ) میگه : نه مرسی سرورم بواسیر داره با هم میخوریم 

  

بازم سلام

اولا این یه اسکین (پوسته)برای ویندوز مدیا پلیر هستش که مر بوط به هری پاتره ازاینجاراحتتر میتونید دانلود کنین

دوما اگه بتونم می خوام هری پاتر و جام آتش رو آپلود کنم بذارم تو وبلاگ واسه دانلود نظرتون چیه ؟   

تشکر

سلام بر دوستان

از اینکه منو از نقطه نظراتتون بهره مند کردین ممنونم

از جمعه بعد ادامه داستانو میذارم اما اول یه خبر

جادوگران اعلام کرد : دی وی دی هری پاتر و جام آتش در روز اول فروش ۵ میلیون نسخه به فروش رفت

بعد یه جوک :

برای یه بچه پرستار جوان و خوشگلی میارن .

خانم به شوهرش میگه : پرستار تازه قدغن کرده کسی بچه رو ماچ کنه . تو هم رعایت کن

شوهر میگه : چشم خانم تا این پرستار هست من بچه رو ماچ نمیکنم

شروع دوباره

باعض سلام

از الان می خوام کارمو شروع کنم

اول یه لطیفه :

یه روز ولدمورت با گری بک میره استادیوم کوئیدیچ .

استادیوم خیلی شلوغ بود و وضعیت بدی داشت . یهو ولدمورت به اسنیپ میگه : من در عجبم .

گری بک میگه : چرا سرورم ؟   ولدمورت میگه : سه تا حلقه اینور . سه تا حلقه اونور . گری بک میگه : خوب اینکه تعجبی نداره سرورم .  ولدمورت دوباره میگه : من در عجبم .   گری بک میگه : چرا ؟

ولدمورت میگه : سه تا حلقه اینور . سه تا حلقه اونور  . یه دروازه بان اینور یه. دروازه بان اونور .

خلاصه ولدمورت همین جور هی میگه : من در عجبم و یه کلمه به حرفش اضافه میکنه

تا آخر که میگه : من در عجبم ۷ نفر اینور۷ نفر اونورچهار   تا توپ وسط میدون یه داور وسط میدون  یه زمین به این بزرگی این همه علف صد و بیست هزار نفر جادوگر .اون وقت  این جغده همه رو ول میکنه میاد رو سر من کار خرابی میکنه

جان من بخندین       

تعلیق  

سلام خسته نباشین

فعلا به خاطراینکه کیفیت وبلاگم خیلی پایینه دیگه داستانو نمیذارم تا وقتی کیفیت وبلاگ به حد مطلوب برسه

کم کم داشت هدفم از ساخت این وبلاگ یادم میرفت

لطفا بهم کمک کنین

معذرت

سیام

خسته نباشین

مثل اینکه لینک قبلی خراب بود از اول میذارم

فصل چهار

ان شاالله این سالمه

راستی به خاطر اینکه منو ببخشید میگم

تویی که بر سر خوبان جادوگری چون تاج     سزد گر همه مرگخواران دهندت باج

                                                       یا

اونا که آلبوس رو دیدن رو سوی آلبوس آوردن             اگه گودریک رو میدیدن سالازارو میدریدن

فصل چهار

سلام

ببخشید که دیر کردم دیروز تایپ فصل چهارو تموم کردم امیدوارم منو ببخشید که دیر کردم

فصل چهار 

فصل سه

سلام

منو ببخشیداز امروز سعی میکنم هر جمعه یه فصل بذارم اگه نتونستم شنبه میذارم اینم فصل سه

                                           فصل سه

سلام با کمک علی آقا نویسنده داستان هری پاتر و کیمیا گر برج بالاخره تونستم فایل ها رو واسه دانلود بزارم

علی جون واقعا ازت متشکرم

فصل یک   فصل دو

راستی دوباره چند بیت شعر دارم


گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید          گفتم که استادم شو گفتا اگر بمانم

گفتم ز مرگخواران رسم وفا بیاموز             گفتا ز محفلی ها این کار کمتر آید


دل پریشونم پریشونم که سیریوسم نیومد

                                                     صدای افتادن آلبوسم از ایوون نیومد

استادم لوپین نیومد استادم لوپین نیومد

آسمون عصر های هاگوارتز مثل من بهونه گیره

                                            هرکجا که پا میذارم سایه ی آلبوس تو داده


اونا که آلبوس رو دیدن رو سوی آلبوس آوردن

                                                     اگه گودریک رو می دیدن  سالازارو میدریدن


در این درگه که گه گه مار تو و تو مار شوی نا گه

                                                مشو غره به آودایت که از پاتر کداور آید