معذرت
منو ببخشید که دیر کردم
یه مدتی نمیتونم داستان بدم (مشکلات شخصی و درسی)
اما یه دو تا شعر دارم که امیدوارم باب میل تون باشه
چشمام. رو هم میذارم و هری به یادم میارم و
کم میارم و آره تو رو آلبوس به یادم میارم و
دنیادیگه مثل من نداره هری پاتریستی که بیکاره
اینا همه بی قرار درسن امامن واسه هری بیقرارم
هیشکی مثل من نمیتونه کتابای هری رو بخونه
بگو بگوکدوم وردمونه که منو به هاگوارتز میرسونه
آخر شبی رایدل ازاون دیگش در اومد با یاری پیتر پتی از اون دراومد
هری و سدریک اولین قربانی بودن هری فرار کردش ولی سدریک نیومد
تنها کسی که فهمیدش آلبوس عزیز بود هری و رون و هرمیون این سه حبیب بود
این شعر یه آهنگی داره بعدا براتون آپلود میکنم اون وقت میبینین چه باحاله
امید وارم تو این وبلاگ به شما هری پاتریست عزیز خوش بگذره در ضمن جون من و رولینگ نظر بدین برین